سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
اردیبهشت 1388 - عاشق روح الله

عاشق روح الله

   1   2   3      >

نقشه حمله به خانه حضرت(سلام الله علیها)


وقتی علی(علیه السلام)خوارکردن مردم وترک یاری اورا،ومتحد شدنشان باابوبکرواطاعت وتعظیمشان نسبت به اورادید،خانه نشینی اختیار کرد.


عمربه ابوبکرگفت :چه مانعی داری که سراغ علی(علیه السلام) بفرستی تا بیعت کند چرا که کسی جز او و این چهار نفر باقی نمانده مگرآنکه بیعت کرده اند.


ابوبکردرمیان آن دو نرمخوتر،تروسازشکارتر وزرنگ تر ودوراندیش تر بودودیگری(عمر) تندخوتر وغلیظ تر وخشن تر بود.ابوبکرگفت:چه کسی را سراغ او بفرستیم؟عمرگفت:قنفذ را می فرستیم.اومردی تند خو غلیظ وخشن واز آزادشدگان است ونیزازطایفه ی بنی عدی بن کعب است.


ابوبکر،قنفذ را نزد امیر المؤمنین(علیه السلام) فرستاد وعده ای کمک نیز به همراهش قرارداد. اوآمد تا درخانه حضرت(سلام الله علیها)واجازه ی ورود خواست،ولی حضرت به آنان اجازه نداد .اصحاب قنفذ به نزد ابوبکروعمربرگشتند درحالیکه آنان در مسجد نشسته بودند.مردم اطراف آن دو بودندوگفتند:به مااجازه داده نشد.عمرگفت:بروید،اگربه شما اجاز داد وارد شوید وگرنه بدون اجازه وارد شوید.


آنها آمدند واجازه خواستند. حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود :((به شمااجازه نمی دهم بدون اجازه وارد خانه ی من نشوید.))همراهان برگشتند ولی خود قنفذ ملعون آنجاماند.آنان (به ابوبکر وعمر)گفتند:فاطمه(سلام الله علیها) چنین گفت،وما از این که بدون اجازه وارد خانه اش شویم خودداری کردیم عمرعصبانی شدوگفت:ما را با زنان چه کاراست!!


سپس به مردمی که اطرافش بودند دستورداد تاهیزم بیاورند. آنان هیزم رابرداشتند وخودعمر نیزهمراه آنان هیزم برداشت وآن را اطراف خانه  علی وفاطمه وفرزندانشان(علیهم السلام) قراردادند.سپس عمر ندا کرد بطوریکه علی وفاطمه(سلام الله علیهما) بشنوند وگفت: بخدا قسم ای علی باید خارج شوی وبا خلیفه پیامبرت بیعت کنی وگرنه خانه را با خودتان به آتش می کشیم!فرمود:((ای عمر،از خدا نمی ترسی که به خانه ی من وارد میشوی )) ولی عمر ابا کرد از اینکه برگردد.


آتش زدن در خانه و مجروح شدن حضرت زهرا(سلام الله علیها) بدست عمر


عمرآتش طلبیدوآنرا بردرخانه شعله ورساخت سپس دررابازکردوداخل شد.


حضرت زهرا(سلام الله علیها)درمقابل اودرآمدوفریادزد:((یاابتاه،یارسول الله))!عمرشمشیررا درحالیکه درغلافش بودبلند کردوبه حضرت زد،آن حضرت ناله کرد:((یا ابتاه))عمرتازیانه رابلند کردبه بازوی آنحضرت زد،آن حضرت صدا زد:((یا رسول الله،ابوبکر وعمر با بازماندگانت چه بدرفتاری کردند.))


 


دفاع امیر المؤمنین از حضرت زهرا(سلام الله علیها))


علی (علیه السلام)ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و اورا به شدت کشید وبر زمین زد وبر بینی وگردنش کوبید وخواست اورا بکشد ولی سخن پیامبر(صلی الله علیه وآله)و وصیتی را که به او کرده بود به یاد آوردوفرمود ((ای پسرصهّاک ،قسم به نام آنکه محمد را به پیامبری مبعوث نمود اگر نبود مقّدری که ازطرف خداوند گذشته وعهدی که پیامبر با من نموده است می دانستی که تو نمی توانی به خانه من داخل شوی .))


                                                                                  ادامه دارد....


 



 


 


نوشته شده در دوشنبه 14/2/88ساعت 8:55 عصر توسط عاشق روح الله نظرات ( ) |

دستورابوبکربرای حمله وآتش زدن خانه


عمر فرستاد وکمک خواست مردم آمدند تا داخل خانه شدند وامیر المؤمنین(علیه السلام)هم سراغ شمشیرش رفت.


قنفذ نزد ابو بکر برگشت در حالیکه می ترسید علی (علیه السلام) با شمشیر سراغش بیاید چرا که شجاعت وشدت عمل آن حضرت را می دانست.


ابوبکر به قنفذگفت:برگرد،اگر از خانه بیرون آمد(دست نگه دار) وگرنه در خانه اش به او هجوم بیاور واگر مانع شد خانه را بر سرشان به آتش بکشید ! قنفذ ملعون آمدوبا اصحابش بدون اجازه به خانه هجوم آوردند. علی(علیه السلام)سراغ شمشیرش رفت ،ولی آنان زودتر به طرف شمشیر آن حضرت رفتند،وبا عده زیادشان برسر او ریختند.عده ای شمشیرها را به دست گرفتند وبرآن حضرت حمله ور شدند و اورا گرفتند وبرگردن او طنابی انداختند !!


               


مجروح شدن حضرت زهرا(سلام الله علیها)بدست قنفذ


حضرت زهرا (سلام الله علیها )جلو در خانه ،بین مردم و امیرالمؤمنین (علیه السلام)مانع شد.قنفذ ملعون با تازیانه به آن حضرت زد ،بطوریکه وقتی حضرت از دنیا می رفت دربازویش از زدن او اثری مثل دستبند برجای مانده بود.خداوند قنفذ را وکسی که اورا فرستاد لعنت کند.


 


 


 اسرارآل محمد،سلیم بن قیس،ص225


. 


                                                   اسرار آل محمد(ص)،ص230


نوشته شده در دوشنبه 14/2/88ساعت 8:55 عصر توسط عاشق روح الله نظرات ( ) |

لباس مشکی !چرا؟


در نقاط مختلف جهان جهت اظهار غم واندوه در سوگ عزیزان از رنگ سیاه استفاده می شود.تاریخ اقوام وملت ها نمونه های زیادی رابیان می کند که با لباس مشکی اظهار اندوه نموده اند.


ما نیز درایام هر مناسبتی ازایام شهادت با پوشیدن لباس مشکی نشان می دهیم،هنوز آن داغ ها برای ما تازه است.اظهار     می داریم اگر چه سالها ازآن واقعه گذشته ولی ما هنوز برای شما داغ داریم.


درنگاهی دیگر بر تن کردن لباس مشکی برای اهل بیت(علیهم السلام)پوشیدن لباس توسل وخدمت به ایشان است.لباس مشکی یعنی اظهار محبت به ائمه دین. لباس مشکی یعنی اعلام بیزاری ازسقیفه نشینان وبنی عباس وبنی امیه وبنی مروان .لباس مشکی همدردی با پیامبر(صلی الله علیه وآله) وعلی مرتضی(علیه السلام) وفاطمه الزهرا(سلام الله علیها) درآنچه دشمنان دین بر اولاد آنها روا داشتند .


درجلوه های دیگر لباس مشکی یعنی کمک به مظلومان،لباس غلبه حق برباطل،لباس شرف و سرافرازی شیعیان،لباس اعلان نفرت ازدشمنان خدا،لباس اعلان نفرت از دشمنان خدا،لباس اعلان نفرت از دنیاپرستانی ازقبیل یزید ومعاویه و...


لباس مشکی پوشیدن برای مصائب معصومین (علیهم السلام)یعنی لباس استقامت در مقابل زور،زیرا آن بزرگواران زندان ها وشکنجه ها ی جسمی و روحی بسیاری متحمل شده اند تا به شهادت رسیدند، ودر نتیجه تشیع با این عظمت به ما رسیده است.


سابقه لباس مشکی در تاریخ معصومین(علیهم السلام)


شواهدی درتاریخ اسلام وجود دارد که پوشیدن لباس مشکی را به عنوان عزا نشان می دهد.ذیلاَ به مواردی از آن اشاره می کنیم.


1.درعزای جعفر طیار(علیهم السلام)که در جنگ موته به شهادت رسید،همسر او اسماء بنت عمیس به دستور پیامبر(صلی الله علیه واله) لباس مشکی پوشید.


2.در شهادت شهدای اُحد زن ها لباس مشکی پوشیدند.


3.امام حسن(علیه السلام)پس از شهادت امیر المومنان (علیه السلام) بر منبرمسجد کوفه برای مردم خطبه خواند درحالی که لباس سیاه بلندی بر تن داشت وعمامه مشکی بر داشت ودر عزای پدرش امیر المومنین می گریست .


4.در فضایل روز نهم ربیع الاول واسامی آن روز حضرت هادی (علیه السلام) فرمود((یوم نزع السواد))روز کندن وبیرون آوردن لباس مشکی است.چنان که درباره ی روز غدیرنیز نام ((یوم نزع السواد))روز بیرون آوردن لباس سیاه،آمده است.


                                                                    


از فرمایشات حضرت آیت الله نیشابوری(حفظه الله)                


 


 


 


 


نوشته شده در دوشنبه 14/2/88ساعت 8:52 عصر توسط عاشق روح الله نظرات ( ) |

        اراتمند واقعی حضرت زهرا(سلام الله علیها)


               روحانی شهید سید باقر علمی  


شهیدعلمی به ائمه اطهار(علیهم السلام) بخصوص حضرت فاطمه (سلام الله علیها)بسیارعلاقه مند بود و ارادت خاصی داشت .کمتر دیده می شد که اوسخنرانی یا صحبتی داشته باشد ودر آخر آن مصیبت حضرت زهرا (سلام الله علیها)را آنهم باسوزوگدازبسیار نخوانده باشد. حتی اگر یک سخنرانی ده یا پانزده دقیقه ای باشد.درعملیات کربلای چهار درام الرصاص درمنطقه ی گمرک که موقعیتش طوری بود که باید حتما در آن سکوت رعایت می شد وحتی یک عطسه نیزممکن بود خطرآفرین باشد،سیّد با دیدن براداران سیّدی که پیشانی بند بسته بودند،ناگهان اختیارخود را از دست می دهد وبا صدای بلند فریاد می زند،ای سیّدها!مادرمان فاطمه(سلام الله علیها)را روسفید کنید.مبادا پیش حضرت زهرا(سلام الله علیها)روسیاه شویم.او همیشه با یک حالت مؤدبانه ای از حضرت فاطمه (سلام الله علیها) یاد می کرد ودرذکر مصیبت ها به نقل از خود ایشان می گفت که آنقدر مصیبتها برمن فشار آورده که اگر به روز فشارمی آورد ،روز هرآینه شب می شد.


به نقل از برادر امیر عبادی


سکوی پرواز ـ ص 144


     بگو یافاطمه زهرا(سلام الله علیه)             روحانی شهید سید باقر علمی         


قبل از شروع انقلاب اسلامی،شهید را می شناختم.او در همسایگی ما زندگی می کرد ،به همین دلیل به روحیات واخلاق ورفتار او،کاملاآشنایی داشتم.وی سیّدی بزرگوار وعلاقه مند به انقلاب اسلامی وبخصوص حضرت امام(ره)وسر سپرده واقعی ائمه اطهار(علیهم السلام)به ویژه فاطمه زهرا (سلام الله علیها)بود. من در جبهه نیز کنارش بودم.یادم هست در یک مقطعی،بسیارنگران وناراحت بودم. او دست در گردنم انداخت وگفت: چرا غصّه می خوری کسی که مادرش،فاطمه زهرا(سلام الله علیها)است نباید غصّه بخورد هر جا احساس کردی که درمانده ای،بگو یا فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)


 


به نقل از برادر سید امیر صادقی


سکوی پرواز، ص21-22


 


نوشته شده در دوشنبه 14/2/88ساعت 8:51 عصر توسط عاشق روح الله نظرات ( ) |

دلباخته کوچه های مدینه


                شهید سید مجتبی علمدار


                       به نقل ازبرادر ایرج فرزانه


        


 روز تشییع جنازه سید مجتبی وقتی می خواستند او را داخل قبر بگذارند،بالای سرش رفتم تا به وصیت او عمل کنم.


        به نقل از برادر علیرضا کافی  


 


                      شهید داود عابدی    


              بی حد وعدد یا علی مدد




 


   


        



  


نوشته شده در دوشنبه 14/2/88ساعت 8:50 عصر توسط عاشق روح الله نظرات ( ) |

   1   2   3      >

Design By : Pichak